
فرش دستباف یکی از شناختهشدهترین عناصر هویت فرهنگی راور است. برای فهم جایگاه آن باید راور را در چارچوب مکتب قالیبافی کرمان دید؛ مکتبی که ریشههای مستند آن دستکم به دوره صفوی میرسد و در دوره قاجار و سپس با گسترش تجارت فرش ایران، رونق بیشتری یافت. راور در دوره قاجار به یکی از مراکز مهم بافت قالی کرمان تبدیل شد و در آغاز قرن بیستم شمار قابل توجهی کارگاه و محل بافندگی در منطقه فعال بود.
قالی راور به ظرافت بافت، امکان اجرای خطوط منحنی، گلها، برگها، اسلیمیها و نقوش تصویری پیچیده شهرت دارد. در سنت شهری کرمان، دار عمودی، نقشه دقیق و گره نامتقارن یا فارسی زمینه اجرای طرحهای ریز و پرجزئیات را فراهم میکرد. پشم مرغوب، تار و پود مناسب، مهارت در رنگرزی و نظم رجها نیز در کیفیت نهایی اثر نقش اساسی داشتند.
در میان طرحهای مرتبط با مکتب کرمان و راور میتوان از لچک و ترنج، نقوش پرگل و سبزیکار، گل سرخی، گلدانی، درختی، شکارگاه و آثار تصویری و مشاهیر نام برد. ارزش یک فرش راور تنها به تعداد گره محدود نمیشود؛ هماهنگی نقشه، رنگ، مواد اولیه، پرداخت و مهارت بافنده در کنار یکدیگر کیفیت اثر را تعیین میکنند.
فرش راور فقط یک کالای هنری نیست، بلکه حاصل مجموعهای از دانشها و مهارتهای بومی است؛ از طراحی و رنگرزی تا چلهکشی، نقشهخوانی، گرهزدن، پودگذاری و پرداخت. به همین دلیل قالی راور همزمان بخشی از میراث هنری، اقتصادی و اجتماعی این منطقه به شمار میرود.
